در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل اول:
کلیات

1ـ1. یادکردهای امام علی(ع) از پیامبر(ص) در نهج البلاغه
مراد از یادکردهای امام علی(ع) از پیامبر(ص) آن دسته از سخنان امیر مومنان علی (ع) است که در آنها به مناسبتهای مختلف از پیامبر اکرم (ص) به صراحت یا کنایه یاد شده است. این سخنان در منابع مختلفی گرد آمده و در موضوعاتی مختلف است. سید رضی مولف نهج البلاغه، غالب این سخنان را در کتاب ارزشمند خود گرد آورده و با دسته بندی خاصی کنار هم نهاده که منبع اصلی مورد استناد پژوهش حاضر نیز همین کتاب است هرچند از منابع دیگر نیز استفاده شده است. به لحاظ محتوایی، اگر کلیت سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر (ص) را در کانون توجه و ارزیابی و سنجش قرار دهیم، نکاتی راهبردی از آنها به دست می آید که مهمترین آنها از قرار زیر است :
یک. در بینش امام علی(ع) وجود مقدس و سنت مبارک پیامبر(شامل رفتار و گفتار آن حضرت) مفسر قرآن شمرده می شود و در مواردی که قرآن نیاز به تفسیر دارد باید به سنت پیامبر(ص) رجوع کرد. بخشی از یادکردهای امام علی(ع) از پیامبر(ص) از همین روست. هرچند قرآن کریم کتاب مبین و روشن و روشنگر است و متنی مغلق نیست که مردمان از فهم ظاهر آن بر نیایند؛ اما عمیق بودن معانی قرآنی و ویژگی ذی بطون و ذووجوه بودن آن، می طلبد که در کنارش مفسر و مفسرانی باشند و مردمان عادی را به معانی مختلف آن راه نمایند و طریق استخراج معانی باطنی را نشان دهند و از این مهمتر، مانع برداشتهای ناصواب از آیات قرآنی شوند. برخی ماجراها نشان می دهند که علی(ع) به خوبی بر این حقیقت واقف بوده و گاه توصیه می کرده است که در موارد اختلاف و منازعه، در کنار یا به جای دلیل آوردن از قرآن، از سنت پیامبر(ص) به عنوان مفسر اوامر و نواهی الهی استفاده شود و از گفتار و رفتار آن حضرت شاهد و دلیل آورده شود. این حقیقت را می توانیم در ماجرای مذاکره ابن عباس با خوارج بازبینیم. در این ماجرا، ابن عباس مامور شد تا از سوی امام علی(ع) با خوارج مذاکره و آنان را به اطاعت از امام مسلمین دعوت کند. امام علی(ع) پیش از گسیل ابن عباس به سوی خوارج، به او توصیه کرد:

” لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ یَقُولُونَ وَ لَکِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّهِ فَإِنَّهُمْ لَنْ یَجِدُوا عَنْهَا مَحِیصاً 2:
با آیات قرآن با آنها محاجه نکن، چرا که قرآن (براى این لجوجان) تاب معانى مختلف و امکان تفسیر گوناگون دارد؛ تو چیزى مى‏گوئى و آنها چیز دیگر (و سخن بجائى نمى‏رسد) لکن با سنت پیامبر (ص) با آنها بحث نما که در برابر آن پاسخى نخواهند یافت (و مجبور به تسلیمند).”

ابن ابی الحدید معتقد است که در این ماجرا، ابن عباس به توصیه علی(ع) عمل نکرد و با قرآن به استدلال و گفت و گو پرداخت و شاید بدین رو، جنگ اندکی بعد آغاز شد.3
دو. آنچه از امام علی (ع) درباره پیامبر(ص) نقل شده است می تواند به عنوان نخستین اثر سیره نگاری پیامبر(ص) انگاشته شود. به عبارت دیگر، روایات امام علی(ع) در این باب را می توان آغازگر سیره نگاری پیامبر اکرم(ص) به شمار آورد که بعدها درقالب رشته علمی “علم السیره” نمودار شد و هدف آن آگاهی از ویژگی و کیفیت زندگانی فردی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی پیامبر(ص) است.4 اطلاعات امام علی(ع) در این باب نظر به نزدیکی منحصر به فرد ایشان با پیامبر(ص) و نگاه جامع و ژرفی که به شخصیت آن پیامبر الهی داشته است، بسیار معتبر و به لحاظ تاریخی ارزشمند است.
در سخنان امام علی (ع) هم به زندگی شخصی و رفتار فردی پیامبر(ص) توجه شده است و هم به رفتار اجتماعی و هم جنبه آسمانی وجود پیامبر(ص) شرح شده است و هم جنبه زمینی و انسانی او و می توان گفت که شخصیت ارزشمند و والای پیامبر(ص) در کلمات امام علی (ع) از هر جنبه ای بررسی شده و تا آنجا که کلام بشری اجازه داده است، صفحات این وجود مبارک به توضیح آمده است.
سه. بسیاری از یادکردهای پیامبر(ص) در سخنان امام علی (ع) کارکرد تربیتی دارد و بر این اصل تربیتی استوار است که غالبا معرفی الگو به مخاطبان از آنجا که محسوس و قابل مشاهده است، تاثیر گسترده و ژرف خواهد داشت. کوشش امام علی(ع) در القای شخصیت پیامبر (ص) و رفتارها و گفتارهای آن حضرت به عنوان الگو، البته در راستای آیه قرآنی است که پیامبر(ص) را الگویی مطلق و همه جانبه برای زندگی بشر معرفی کرده است :

” لَّقَدْ کاَنَ لَکُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کاَنَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا 5:
مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا (ص) سرمشق نیکویى است؛ براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند.”

از آن رو که مسلمانان آن روزگار، معاصر پیامبر(ص) بودند و حیات و عملکردها و رفتارهای حضرت را هنوز به خاطر داشتند، یادآوری و تذکار مداوم آن می توانست بسیار موثر واقع شود و زندگی پیامبر(ص) را به عنوان یک کتاب تحریف ناپذیر و مبین، در پیشامدهای روزگار و موارد اختلافی به عنوان راهنما مطرح سازد.

1ـ2. میزان اعتبار سندی روایات مورد استناد
از آنجا که ماده خام پژوهش حاضر، روایاتی است که در منابع روایی از امام علی (ع) نقل کرده اند، ضروری است نخست میزان اعتبار این روایات بررسی گردد. به عبارت دیگر، باید نشان داد که آیا آنچه از امام علی (ع) نقل کرده اند، به واقع از اوست و تا چه میزان می توان به این روایات اعتماد کرد؟ چون این مسئله در پژوهشهای بسیاری بررسی شده و در نوشتار حاضر مجال پرداخت مفصل آن نیست، در اینجا تنها به اختصار پاسخی به این مسئله ارائه می گردد.
روایات امام علی(ع) در منابع مختلفی نقل شده اند. این منابع شامل منابع حدیثی اهل سنت و شیعه است. عالمان، ادیبان و تاریخ نگاران بسیاری در طول تاریخ به نقل یا گردآوری خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات امام علی (ع) دست زده اند که در این میان، کار سید رضی (م. 410 ق.) برجستگی و ارزش بیشتری دارد و شهرتی بسیار کسب کرده است. اما متاسفانه منقولات او در نهج البلاغه چنین نیست که همگی با ذکر منبع و سند باشد و او اسناد و مصادری را حذف کرده است. می توان حدس زد که حذف اسناد و مصادر بدین رو بوده است که وی به صحت انتساب اطمینان داشته است؛ زیرا در مواردی که به سخنی اعتماد نداشته، مصادر آن را ذکر کرده است و او در مجموع از دوازده منبع از جمله “البیان و التبیین” تالیف جاحظ، “المقتضب” تالیف مبرد، “المغازی” تالیف سعید بن یحیی اموی، “الجمل” تالیف واقدی، “مناقب امیرالمؤمنین” تالیف ابی جعفر اسکافی و “التاریخ” ابن جریر طبری یاد کرده است.6 بدین سان، مستندات بسیاری از مطالب نهج البلاغه امروزه در دسترس است. پیش از سید رضی، شمار بسیاری از خطبه ها و کلمات امام علی (ع) را بسیاری از مردمان حفظ بوده اند7 و بدین رو سید رضی نسبت به صدور خطبه‌ها از امام علی (ع) تردیدی نداشته است و صحت انتساب این خطبه‌ها به تواتر برای سید رضی ثابت بوده است. از سوی دیگر، بسیاری از دانشمندان و ادبای مشهور و معتبر قرون سه و چهار بر وجود و شهرت کلمات امام علی(ع) در آن زمان تاکید کرده اند؛ از جمله جاحظ گفته است: “خطبه‌های علی کرم الله وجهه مدون و محفوظ و مشهور است.”8
از دیرباز تا دوران معاصر، کارشناسان اسناد روایی و تاریخی، کوشیده اند پژوهشهایی درباب اعتبارسنجی مطالب نهج البلاغه به لحاظ سندی و محتوایی ترتیب دهند و مسئله را به صورت همه جانبه بررسی کرده اند به گونه ای که امروزه کمتر تردیدی در اعتبار کلیت نهج البلاغه برای محققان باقی مانده است. برخی از این آثار عبارتند از: مدارک نهج‌البلاغه، علامه کاشف الغطاء؛ نهج‌السعاده فی مستدرک نهج‌البلاغه، محمد باقر محمودی؛ مصادر نهج‌البلاغه، عبدالله نعمت؛ مصادر نهج‌البلاغه و اسانیده، سید عبدالزهراء حسینی؛ بحثی کوتاه پیرامون مدارک نهج‌البلاغه، رضا استادی؛ روش‌های تحقیق در اسناد و مدارک نهج‌البلاغه، محمد دشتی؛ منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، میرزا حبیب الله خویی وتکمله المنهاج، علامه حسن زاده؛ پژوهشى در اسناد و مدارک نهج‏البلاغه، محمد مهدى جعفری و جلد دوازدهم دانشنامه امام على (ع).
در این میان برخی پژوهشگران مانند ابن ابی الحدید، ادیب، متکلم، مورخ، شاعر و فقیه شافعی و اصولی معتزلی و از علمای سده هفتم هجری، برای رد تردید در سند و صحت انتساب مطالب نهج البلاغه به امام علی (ع)، کوشیده اند از راه ارزیابی و بررسی متنی و محتوایی نهج البلاغه وارد شوند. خلاصه و تقریر استدلال ابن ابی الحدید این است که ادعای مخالفان از دو حال خارج نیست؛ یا می گویند تمام نهج البلاغه ساخته دیگران است، یا برخى از آن. صورت اول قطعا باطل است زیرا صحت استناد بعضى از آن به امیرالمومنین(ع) به تواتر ثابت است و ما به آن یقین داریم و تمام یا اکثر محدثان و تاریخ نویسان غیر شیعه بسیارى از خطبه هاى نهج البلاغه را نقل کرده اند و چون شیعه نیستند نمى توان به آنها غرض ورزى نسبت داد. صورت دوم: بخشى از نهج البلاغه از امام على (ع) نیست. این احتمال نیز مردود است؛ زیرا تمامی مطالب نهج البلاغه به لحاظ ساختار متنی و محتوای صوری(فصاحت و بلاغت) بسیار شبیه و همسان یکدیگر است. آغاز نهج البلاغه، نظیر قرآن، با پایان و مطالب میانی آن هماهنگی و شباهتی شگفت دارد و این نشان می دهد که همان کلماتی نیز که از سوی محدثان و تاریخ نگاران اهل سنت نقل نشده است، از امام علی(ع) است. اگر برخى از خطبه هاى نهج البلاغه ساختگى و فقط قسمتى از آن، سخنان على (ع) بود، چنین همسان و یکنواخت نمی نمود. ابن ابی الحدید سپس دلیلی دیگر آورده است که اگر تشکیک و تردید در انتساب نهج البلاغه را بپذیریم، دیگر اطمینانى به هیچ حدیثى نخواهیم یافت و در هر نقلى از هر کسی این احتمال خواهد آمد و باید بپذیریم که به پیامبر (ص) یا خلفا به دروغ نسبت داده شده است و هر پاسخى را که برای رد تشکیک در احادیث پیامبر (ص) و یا یکى از اصحاب مى دهیم، مدافعان اصالت نهج البلاغه نیز مى توانند به همان در نسبت دادن نهج البلاغه و غیر آن به امیرالمومنین (ع) استدلال کنند.9

1ـ3. چرایی اهمیت سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص)
از آنجا که “سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص) از ارزش ویژه ای برخوردار است”؛ این گزاره، یکی از پیش فرض های پژوهش حاضر است که خود مبتنی است بر آنچه در قالب چند عنوان ذیل که به اختصار توضیح داده می شود:

1ـ3ـ1. نزدیکی امام علی(ع) به پیامبراکرم(ص)
بنابر منابع کهن، بسیاری از اصحاب و نزدیکان پیامبر اکرم (ص) توصیفاتی درباره آن حضرت دارند که این توصیفات همواره مورد توجه مسلمانان و پژوهشگران تاریخ اسلام بوده است. یکی از معیارهای سنجش اهمیت و ارزش این توصیفات و سخنان، چگونگی نسبت صاحب آنها با پیامبر(ص) و میزان نزدیکی و دوری او نسبت به آن حضرت است. شکی نیست که هر اندازه استحکام رابطه و نزدیکی بیشتر باشد، هم می تواند از وثاقت و حقیقت بیشتری برخوردار باشد و هم گستردگی بیشتری را در گزارش و توصیف پوشش دهد.
در باور شیعیان، امامان معصوم (ع) و اهل بیت پیامبر(ص) نزدیکی ویژه ای به آن حضرت دارند؛ چنان که امام علی (ع) درباره خود و دیگر اعضای اهل بیت (ع) تصریح کرده است :

” نحنُ الشّعارُ وَ الأصحابُ وَ السّدنهُ و الأبوابُ، لا یؤتى البیوتَ إلاّ من أبوابِها و مَن أتاها مِن غیرِ أبوابِها کانَ سارِقا لا تعدُوه العقوبه 10 :
?ماییم جامه (یعنى نزدیکان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله) و یاران و خادمان خانه و درها، به خانه‌ها جز از درهاى آنها درنیایند و هر کس از غیر درهاى خانه‌ها در آید، دزدى است که کیفرش او را دریابد.”

این موضوعی ورای خویشاوندی آنان با آن حضرت است، هرچند خویشاوندی نیز بر این نزدیکی می افزاید. با این حال، قرابت امام علی (ع) به پیامبر(ص) بیش از دیگر اهل بیت (ع) بوده است. برای راه یافتن به جایگاه امام علی (ع) نزد پیامبر(ص) و نسبت او با آن حضرت، از منابع بسیاری در تاریخ و جز آن می توان بهره جست؛ اما خطبه ای از آن حضرت نقل شده است که خطبه قاصعه نام گرفته است و حقایقی شگفت انگیز از رابطه این دو وجود مقدس را در آن می توان یافت. درباره این خطبه گفتنی است: نخست آنکه در آن روزگار امام علی (ع) دشمنان بسیاری داشته است و هیچ یک از آنان مطالب این خطبه را تکذیب نکرده اند. امام (ع) به ویژه در آغاز کلام با عبارت ” قد علمتم” مردمان را به گواه گرفته است. دوم آنکه نظر به نزدیکی زمان ایراد خطبه به دوران حیات پیامبر(ص) مردمان، زندگی و شخصیت آن حضرت را به خاطر داشته اند و اگر در خطبه مطلبی خلاف واقع ایراد شده بود، بی گمان آنها آن را بر نمی تافتند و اینکه سکوت کرده اند، نشانه ای از حقیقت نمایی آن است. بخشی از خطبه چنین است:

” قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) بِالْقَرَابَهِ الْقَرِیبَهِ وَ الْمَنْزِلَهِ الْخَصِیصَهِ وَضَعَنِی فِی حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ یَضُمُّنِی إِلَى صَدْرِهِ وَ یَکْنُفُنِی فِی فِرَاشِهِ وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ وَ یُشِمُّنِی عَرْفَهُ وَ کَانَ یَمْضَغُ الشَّیْ‏ءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیهِ وَ مَا وَجَدَ لِی کَذْبَهً فِی قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَهً فِی فِعْلٍ وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ (ص) مِنْ لَدُنْ أَنْ کَانَ فَطِیماً أَعْظَمَ مَلَکٍ مِنْ مَلَائِکَتِهِ یَسْلُکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَیْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ یَأْمُرُنِی بِالِاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ کَانَ یُجَاوِرُ فِی کُلِّ سَنَهٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا یَرَاهُ غَیْرِی وَ لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ وَاحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإِسْلَامِ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ خَدِیجَهَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَهِ وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّهِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّهَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ (ص) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّهُ فَقَالَ هَذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ وَ لَکِنَّکَ لَوَزِیرٌ وَ إِنَّکَ لَعَلَى خَیْر 11:
شما بخوبى موقعیت مرا از نظر خویشاوندى و قرابت و منزلت و مقام ویژه نسبت به رسول خدا (ص) مى‏دانید، او مرا در دامن خویش پرورش داد: من کودک بودم او مرا (همچون فرزندش) در آغوش خویش مى‏فشرد و در استراحتگاه مخصوص خویش جاى مى‏داد، بدنش را به بدنم ‏مى‏چسبانید و بوى پاکیزه او را استشمام مى‏کردم، غذا را مى‏جوید و در دهانم مى‏گذاشت. هرگز دروغى در گفتارم نیافت و اشتباهى در کردارم پیدا ننمود؛ از همان زمان که رسول خدا (ص) را از شیر باز گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خویش را مأمور ساخت تا شب و روز وى را به راههاى بزرگوارى و درستى و اخلاق نیک سوق دهد. من همچون سایه‏اى به دنبال آن حضرت حرکت مى‏کردم و او هر روز نکته تازه‏اى از اخلاق نیک را براى من آشکار مى‏ساخت و مرا فرمان مى‏داد که به او اقتدا کنم، وى مدتى از سال، مجاور کوه حراء مى‏شد. تنها من او را مشاهده مى‏کردم و کسى جز من او را نمى‏دید. در آن روز غیر از خانه رسول خدا (ص) خانه‏اى که اسلام در آن راه یافته باشد وجود نداشت، تنها خانه آن حضرت بود که او و خدیجه و من نفر سوم آنها، اسلام را پذیرفته بودیم، من نور وحى و رسالت را مى‏دیدم و نسیم نبوت را استشمام مى‏کردم. من به هنگام نزول وحى بر محمد (ص) صداى ناله شیطان را شنیدم. از رسول خدا (ص) پرسیدم : این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش خویش مایوس گردیده. تو آنچه را که من مى‏شنوم، مى‏شنوى و آنچه را که من مى‏بینم، مى‏بینى؛ تنها فرق میان من و تو این است که تو پیامبر نیستى، بلکه وزیر منى و بر طریق و جاده خیر قرار دارى.”

از خطبه بر می آید که امام علی (ع) نزدیکترین فرد به پیامبر(صلّی الله علیه و آله وسلّم) بوده و نه تنها در روزگار پس از بعثت که پیش از آن و نیز در کودکی همچون فرزند پیامبر(ص) کنار او بوده است و از نزدیک زندگی و رفتار و گفتار آن حضرت را می دیده است. از حقایق حائز اهمیت این است که امام علی(ع) با توجه به نزدیکی خارق العاده خویش به پیامبر(ص) از مطالبی درباره آن حضرت خبر داده است که در دسترس کسی دیگر نبوده و او در خفا و آشکار شاهد رفتار و گفتار پیامبر(ص) بوده و این بر ارزش توصیفات امام علی(ع) در این باره می افزاید. بدین سان، به نظر می رسد، اگر گزارشهای امام علی(ع) در این باره به دست ما نمی رسید، هیچ گزارشی جای آن را نمی گرفت و کسی دیگر امکان بازگویی این حقایق را نداشت. در منابع مختلف به ویژه شروح نهج البلاغه، از جمله شرح سید حبیب الله موسوی علوی خوئی(م.1324ق.) به گونه ای مفصل با استفاده از منابع حدیثی از موضوع نزدیکی امام علی(ع) به پیامبر اکرم (ص) سخن رفته است. 12

1ـ3ـ2. عصمت امام علی(ع)
استدلال به عصمت امام علی(ع) می تواند گزارش های آن حضرت از احوال، رفتار و گفتار پیامبر اکرم(ص) را وثاقت بیشتری دهد و گزارش ها را از گزارش دیگر اصحاب پیامبر(ص) ممتاز کند هرچند در اینجا ما دیگر با یک استدلال درون مذهبی رو به روییم که برای آن دسته از اهل سنت که قائل به نصب الهی امامت امام علی(ع) و نیز به عصمت معتقد نیستند، معتبر نیست. با این حال، هیچ عالم اهل سنتی در آنچه امام علی(ع) از پیامبر(ص) نقل کرده است، تردید روا نداشته اند.

1ـ3ـ3.جامعیت نگاه امام علی(ع) به ابعاد وجودی پیامبر(ص)
از وجوه اهمیت سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص)، جامعیت آن است. این جامعیت، هر پژوهشگر تاریخ و سیره پیامبر اکرم (ص) را بر آن می دارد که در پژوهش خویش کلمات امام علی(ع) در این باب را از نظر فرونگذارد. مراد از جامعیت در اینجا، نمایاندن همه ابعاد وجودی پیامبر(ص) از جمله ابعاد آسمانی و نبوی نیست؛ زیرا این کاری ناممکن است؛ بلکه مراد تشریح آن دسته از ابعاد وجودی آن حضرت است که گفتار و فهم بشری توان راهیابی بدان را دارد. امام علی(ع) در اینجا، متناسب با ظرفیت بشری مخاطبان خود، بیشتر به ابعاد انسانی و زمینی پیامبر(ص) پرداخته و از رفتار و خلق و خوهای فردی، اجتماعی، عبادی، سیاسی، اقتصادی و نظامی آن حضرت سخن گفته؛ مثلا گاهی به صفات ذاتی پرداخته و دلسوزی آن حضرت نسبت به مردمان را بازگفته: ” کان حَبیبی محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) أرحم النّاس بِالنّاس‏ 13: پیامبر (ص) از همه کس برای مردمان دلسوزتر بود.” و گاه از دلیری و شجاعتش: ” کُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَیْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) فَلَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ 14: هرگاه آتش جنگ سخت شعله‏ور مى‏شد، ما به رسول خدا (ص) پناه مى‏بردیم و در آن ساعت هیچ یک از ما به دشمن از او نزدیکتر نبود.” و گاهی دیگر از همت والای پیامبر(ص) در رفع و رجوع کار مردم و مراقبت اجتماعی ایشان: “لایَغفُل مخافه أن یَغفلوا او یَمیلوا 15 : از کار مردمان غفلت نمی ورزید تا مبادا آنان به غفلت لغزند و منحرف گردند.”، کوتاه سخن آنکه امام علی(ع) همچون آیینه ای تمام نما، به زوایا و نحایای زندگی و شخصیت پیامبر(ص) پرداخته است.
در نگاه جامع امام علی (ع) به پیامبر (ص) موضوعات دیگری مانند اهداف بعثت، وضعیت جوامع انسانی پیش از رسالت پیامبر اکرم (ص) و تغییراتی که پس از آن صورت گرفته، به تناسب بحث شده است و بدین رو، در توصیفات امام (ع) از پیامبر(ص)، اطلاعات تاریخی ارزشمندی نیز به چشم می خورد و بسیاری از این گزارش ها، ارزش تاریخی نیز دارند و می توانند ما را در رصد عوامل نهان و آشکار وقایع صدر اسلام و نمایاندن اهمیت آنها یاری کنند. سخن امام (ع) درباره واقعه هجرت از این دست سخنان است که می فرماید: ” هِجْرَتُهُ بِطَیْبَهَ عَلَا بِهَا ذِکْرُهُ وَ امْتَدَّ مِنْهَا صَوْتُهُ 16 : هجرتگاهش (مدینه طیبه) بود؛ همان شهرى که آوازه او از آن برخاست و صدایش از آنجا پخش شد.” در این فراز، می توان به اهمیت هجرت پیامبر(ص) به مدینه دست یافت. امام علی(ع) واقعه تاریخی هجرت به مدینه را از علل موفقیت و پیروزی پیامبر (ص) دانسته است؛ زیرا چنان که از این گفتار بر می آید، آن حضرت در مدینه فرصت آن را یافت تا در آرامش و به یاری انصار مدینه، آیین خود را تبلیغ کند و با تشکیل یک جامعه اسلامی نمونه در این شهر که از معدود شهرهای مهم حجاز آن روزگار بود، ندای خویش را به گوش همگان برساند. گفتنی است که واقعه هجرت در پیروزی اسلام چنان اهمیت دارد که به مبدأ تاریخی مسلمانان تبدیل شده است.

فصل دوم :
بعد الهی و رسالی پیامبر اکرم (ص)

در این فصل خواهیم کوشید تا به ارتباط پیامبر اکرم (ص) با غیب و بررسی و تشریح وحی و رسالت الهی آن حضرت از نگاه امام علی(ع) بپردازیم. بعد الهی پیامبر(ص) بخشی از وجود آن حضرت است که با نظرداشتِ ارتباط ایشان با ملکوت تعریف می شود؛ رابطه ای دو سویه که یک سویش پیامبر(ص) و سوی دیگرش، خداوند متعال است. این ارتباط با ارتباط سایر انسانها و موجودات با خداوند، متفاوت است و از گذر آن، وحی بر آن حضرت فرود می آید. تفاوت پیامبران با انسانهای دیگر از همین گذر پدید می آید؛ چنانکه قرآن کریم نیز در برخی آیات مانند ” قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکمُ‏ْ یُوحَى إِلىَ‏َّ أَنَّمَا إِلَاهُکُمْ إِلَاهٌ وَاحِد 17 : بگو، من فقط بشرى هستم مثل شما (امتیازم این است که)، به من وحى مى‏شود که تنها معبودتان معبود یگانه است.” و نیز امام علی (ع) در برخی کلمات مانند “بَعَثَ اللَّهُ رُسُلَهُ بِمَا خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْیِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَّهً لَهُ عَلَى خَلْقِهِ 18 : خداوند رسولان خویش را به وسیله وحى که ویژه پیامبرانش می باشد، مبعوث ساخت و آنان را حجت خویش بر بندگانش قرار داد. “‌ بدان اشاره کرده است.
شکی نیست که این بعد از وجود مبارک پیامبر(ص) اهمیتی ویژه دارد و در واقع، سایر خصال و صفات و ابعاد وجودی ایشان، در پرتو رسالت وحی رسانی و پیام آوری نمود پیدا کرده اند. بدین رو، واکاوی این بعد به عنوان یک موضوع مستقل، در شناخت پیامبر(ص) نقش راهبردی دارد و امام علی(ع) نیز در بخش عمده ای از سخنان خویش درباره آن حضرت، به وحی، فلسفه وحی و رسالت و چگونگی آن و اثراتش در جامعه عرب و بشری پرداخته که بر ما منظری را از بعد الهی پیامبر(ص) می گشاید. اما چند نکته راهبردی در کلمات امام علی(ع) در این باره به چشم می خورد که عبارتند از:
یک. امام علی(ع) در خطبه ها و کلمات خود از چیستی و ماهیت پیچیده وحی سخن نگفته و تنها در برخی سخنان خویش به صورتی تعریف نشده (همانند قرآن کریم که وحی را تعریف نکرده) از نزول وحی بر پیامبر (ص) یاد کرده است؛ از جمله:
” حَتَّى أَکْرَمَهْ اللَّهُ (عَزَّوَجَلَّ) بِالرُّوحِ الأَمینِ وَ النُّورِ الْمُبین وَ الْکِتَابِ الْمُسْتَبین‏19 :
تا آنکه خداوند (عزوجل)، پیامبر(ص) را با نزول فرشته وحی و نور آشکار و کتاب روشن کننده، بزرگ داشت.”
سخن نگفتن از ماهیت وحی شاید بدین سبب است که مخاطبان را یارای درک چنین مفاهیمی نبوده و نیز از این رو که اساسا وحی از آن دسته پدیده های فرا زمینی است که برای فهم آن باید دست به دامان تجربه و مشاهده شد و موضوعی نیست که به سخن و گفتار درآید. در سخنان امام علی (ع) بیشتر با محصول پدیده وحی و فلسفه، آثار و تاثیرات محسوس و ابعاد عملی و عینی وحی محمدی (ص) و قرآن کریم بر می خوریم.
دو. از وجوه اهمیت بررسی وحی در کلمات امام علی(ع) این است که حضرت در برخی کلمات خویش تصریح فرموده اند که بارها هنگام نزول وحی نزد پیامبر(ص) بوده و این پدیده شگفت آسمانی را حس می کرده و حالات و حرکات و سکنات پیامبر (ص) را هنگام نزول وحی مشاهده می نموده است؛ حضرت در چند روایت بدین موضوع اشاره کرده است؛ از جمله:

” أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّهِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّهَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ (ص) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّهُ فَقَالَ هَذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ 20 :
نسیم نبوت را استشمام مى‏کردم، من به هنگام نزول وحى بر محمد (ص) صداى ناله شیطان را شنیدم، از رسول خدا (ص) پرسیدم: این ناله چیست، فرمود: این شیطان است که از پرستش خویش مایوس گردیده.”

در روایت بالا و نیز سخن ذیل بدین حقیقت می رسیم که امام علی(ع) در جایگاهی بوده اند که گویا خود، وحی را درک و مشاهده می کرده است و این امر در هیچ یک از صحابه رسول خدا (ص) مصداق ندارد و هیچ یک از آنان نیز مدعی چنین جایگاهی نشده و از طرفی مدعای حضرت علی (ع) را نیز انکار نکرده اند:

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید